#بدون_افسردگی:/

جرررر سلام....

من حسانه ام...عام همتونم تقریبا باهام اشنایی دارین

و اینکه اها اها دیدم همتون افسردگی گرفتین خواسم چند تا چیزو اعتراف کنم که افسردگیتون برطرف شه...

البته امیدوارم...^*^

خب شروع میکنم!

اعتراف میکنم که  وقتی کلاس پنجم بودم"قبل کرونا" جلوی معلم نویسندگیم میرفتم رو نیمکت وایمیسادم و بعد میپریدم پایین...

اعتراف میکنم یه دفعه با یکی دوستام توی کلاس قران ابمیوه پاکتیمو ریختم رو لباس معلم قرانم:) همه هم فک میکردن ریده یونو؟! از خنده قش کردیم=)

اعتراف میکنم تنها دلیلی که باعث شد بیام تو بلاگفا رو کم کنی بود...چون یکی از کسایی که باهاش لجم یه وب داشت منم حسودیم شد دیگ اومدم بلاگفا:/

اعتراف میکنم کلاس پنجم که بودم انقد شر بودم که بهترین دوستم یه دفعه سر کلاس هنر هولم داد گفت میشه خفه شی:/

اعتراف میکنم یه دفعه تو کلاس پنجم تکلیف فارسیمو ننوشته بودم و معلمم از شانس بدم اومد نشست کنارم بعد من یه جوری دفترم رو نگه داشته بودم که نبینه توش چیزی نیست ولی موقع خوندن تکلیف فارسیم لو رفتم ولی معلمم انقد مهربون و دوسم داشت که اصن به روم نیاورد فقط گفت ازت بعید بود حسانه:/

اعتراف میکنم وقتی تازه آرمی شده بودم از تهیونگ"بایسم" متنفر بودم:)

اعتراف میکنم یه دفعه انقد رفتم رو مخ معلم نویسندگیم که از کلاس اخراجم کرد:/

اعتراف میکنم بدترین دروغا رو به بهترین دوستم گفتم:|

اعتراف میکنم وقتی کلاس دوم بودم یه بادکنک رو پر اب کردم بعد با دوستم ریختیمش رو کتاب یه کلاس ششمی..."محض اطلاعتون باید بگم مامانم برای این قضیه خیلی دعوام کرد-_-"

اعتراف میکنم وقتی ایموجی خنده میذارم واقا دارم میخندم...

اعتراف میکنم یه دفعه داشتم با دوست صمیمیم قبل کرونا تو مدرسه در گوشی حرف میزدم که دوست صمیمی سابقم "که ازش متنفرم" اومد دستمو کشید و منو برد منم فقط اون لحظه داشتم میخندیدم:) بنده خدا خیلی روم غیرت داشت یونو؟! اصن نمد همه دوستام روم غیرت دارن وقتی میگم یه دوست جدید پیدا کردم اصن یه جوری میشن باهام بد رفتار میکنن:/

اعتراف میکنم پنجشنبه هفته پیش معلم هندبالم بهم گفت امار شیطونیم باید بیاد پایین و من انقد ناراحت شدم که اون روز دوستام میگفتن حسانه شکست عشقی خورده که اینجوری ناراحته...

اعتراف میکنم با بهترین دوستم رکورد خوندن یه فن فکشن 361 صفحه ای رو زدیم:/

اعتراف میکنم همین الان داشتم برا درس اجتماعیم پاورپوینت درست میکردم ولی چون حس کردم یکم افسرده شدین گفتم این پستو بذارم:/

اعتراف میکنم از درس ریاضی چندشم میشه و امروز امتحان ریاضیم رو 9 از 10 شدم:/

اعتراف میکنم روز تولدم با کراشم تو یه ماه و یه روزه...

و اینکه دیگ جر خوردم چی بگم اخه؟!

حداقل باید به یکی از کارای من خنده باشید.:/

مخاطبام هم بیشتر ارتمیس و دایسوکه ان...خیلی اخه براتون ناراحت شدم اخه چراااا؟!

اه بیخیال اره دیگ همین من برم بقیه ی پاورپویتمو درست کنم*=*

 

نویسنده ی جدید*-^

هایی^-^

نویسنده جدید هستم و به احتمال 150% همتون منو میشناسین:")

خب من حسانه هستم ملقب به حسی=)

حالا اسم که زیاد دارم هرکی یه چی بهم میگه از تهیونگ مغرور و قاتل اشباح گرفته تا کاراگاه خل و چل و این چیزا...:|

ولی بیشتریا بهم میگن حسی...=)

که اگه خدا بخواد تازه نیوسنده شدم:>

و اینکه آرمی و اوتاکو هسم...اسم وبلاگمم پرپل لایفه که قطعا همتون دیدینش...'-'

و اینکه 12 و نیم سالمه...:)

و میخوام کلی پست خوب بذارم^=^

از دایسوکه هیونگمم ممنونم که منو نویسنده کرد:")

از مرسی از همتون واینکه فعلا بای ولی الان میخوام پست بذارم^-^